به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در سال های اخیر شاهد مشارکت اجتماعی روز افزون زنان نسبت به سال های گذشته در جامعه بوده ایم که میتوان این موضوع را ناشی از تحول در ارزش ها، تغییر در نقش های سنتی زنان، گسترش آگاهی ها و توسعه امکانات آموزشی برای آنان دانست. مشارکت اجتماعی یکی از ضرورت های جوامع جدید و از عوامل موثر در رشد و توسعه هر کشوری محسوب میگردد، لذا مشارکت اجتماعی زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور که ویژگی ها و توانایی های خاص خود را دارند، میتواند اثرات مثبتی هم از جنبه فردی و خانوادگی برای آنان و هم بر توسعه و پیشرفت جامعه داشته باشد.

باید در نظر داشت که مشارکت اجتماعی نیز مانند بسیاری از دیگر پدیده ها دربردارنده محدودیت ها و فرصت هایی برای زنان است. از طرفی فشار ناشی از نقش های توامان مادری و همسری در محیط خانه و از طرفی دیگر مسئولیت پذیرش نقش های اجتماعی ممکن است باعث فشارهای جسمی و روحی مضاعفی برای آنان گردد ولی از سوی دیگر باید در نظر داشت که نقش ها و فعالیت های اجتماعی فرصتی مناسب جهت کسب مهارت ها، بروز خلاقیت ها و استقلال فردی برای آنان فراهم می آورد، همچنین موجب کسب عزت نفس بیشتر و به دست آوردن حمایت های اجتماعی گسترده تری میگردد.
خودشکوفایی، احساس مفید بودن و تامین بسیاری از نیازهای روانی دیگر نیز از نتایج مشارکت فعال زنان در اجتماع می باشد که در نهایت به بهبود کیفیت زندگی آنان و ارتقای آن کمک شایانی می نماید. از این روی پرسش اساسی و مهم این است که آیا مشارکت اجتماعی زنان بر کیفیت و رضایت از زندگی آنان تاثیرگذار است؟
ضرورت حضور زنان در فعالیت های اجتماعی
با در نظر گرفتن این نکته که مشارکت اجتماعی مورد نیاز جوامع جهت دستیابی به توسعه با حضور همه گروه ها و قشرها اعم از زنان و مردان صورت میگیرد،لذا مشارکت اجتماعی زنان میتواند نقش مهمی در این زمینه داشته باشد.از دیگر سوی و از آنجاییکه مفهوم کیفیت زندگی بر ابعاد مختلف فیزیکی،روانی و اجتماعی زندگی افراد دلالت دارد میتوان نتیجه گرفت که مشارکت اجتماعی زنان به خاطر امکان افزایش تعاملات اجتماعی بیشتر و به دست آوردن حس استقلال فردی تاثیرات مثبتی برای آنان به همراه داشته و موجب بالا رفتن کیفیت زندگی زنان میشود.همچنین باید در نظر داشت که به دلیل نقش مهم زنان در تربیت نسل آینده ،ارتقای کیفیت زندگی آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

مشارکت اجتماعی همچنان که میتواند زمینه های مساعدی را جهت تاثیرگذاری افراد جامعه در حوزه های تصمیم گیری فراهم آورد، موجب میگردد که در زمینه فردی نیز زنان با دستیابی به تعاملات اجتماعی بیشتر وکسب حمایت های اجتماعی با وقوف بر نقاط قوت خود و تکیه بر توانایی ها و استعدادهایشان به رفع بهتر موانع و مشکلات خود بپردازند.همچمنین پذیرش نقش های مختلف اجتماعی و حضور فعال زنان باعث ارتقای سطح توانمندی آنان شده و در نهایت حس اعتماد به نفس و عزت نفس را در آنان بالا میبرد.بنابراین میتوان نتیجه گرفت که از آنجاییکه یکی از عوامل موثر در توسعه جوامع میزان مشارکت هر چه بیشتر افراد آن جامعه میباشد، پس اگر بسترهای مناسب برای مشارکت اجتماعی زنان مهیا گردد و میزان این مشارکت در جامعه افزایش یابد،این مسئله به معنای افزایش نقش و سهم زنان در روند توسعه جامعه میباشد و در نهایت همه اینها میتواند بر کیفیت زندگی زنان اثرات مثبتی داشته باشد.
تاثیرات مثبت مشارکت اجتماعی بر کیفیت زندگی زنان
مشارکت اجتماعی به عنوان یکی از عوامل موثر بر ارتقای کیفیت زندگی میتواند نقش مهمی بر سلامت زنان و خانواده ها در جامعه داشته باشد، زیرا آثار مثبت این مشارکت علاوه بر خود زنان ، متوجه همسر و فرزندان او نیز میشود. حضور فعال زنان در عرصه های اجتماعی تاثیر زیادی در جهت تقوقت ابعاد هویت اجتماعی آنان دارد و موجب کسب موقعیت های اجتماعی بهتر و در نتیجه بالا رفتن اعتماد به نفس در زنان میشود. در واقع پذیرش مسئولیت در خارج از خانه باعث رشد شخصیت و تقویت روحیه و کارایی زنان شده و به مراتب خلاقیت و قدرت آنان را در جهت تصمیم گیری در زمینه مسائل خانوادگی افزایش میدهد. تاثیرات مثبت و فراوان مشارکت اجتماعی که به دلیل داشتن نقش موثر در اجتماع ، کسب استقلال فردی، داشتن منزلت و شأن اجتماعی، برای زنان رخ میدهد.

دیدگاه اجتماعی وسیعتری را در اختیار آنان قرار میدهد و همین امر موجب میگردد که زنان در مواجهه و رویارویی با مشکلات از توانایی و ظرفیت بیشتری برخوردار گردند.شکل گیری افکار و تجربیات نو و بدیع، افزایش خلاقیت، داشتن مقام و منزلت در اجتماع، احساس خوشایند پیشرفت به واسطه ابراز لیاقت و شایستگی در پذیرش مسئولیت ها، حس دستیابی به حقوق برابر اجتماعی، داشتن اعتبار و کسب اعتماد دیگران، دسترسی به دایره روابط اجتماعی گسترده تر و در نتیجه برخورداری از صمیمیت و مهرورزی دیگران، میزان بالاتر پذیرش اجتماعی، همگی از عوامل موثر بر ارتقای کیفیت زندگی زنان میباشد که به واسطه مشارکت اجتماعی به دست می آید.
موانع مشارکت اجتماعی زنان
با توجه به تاثیرات مثبت و فراوانی که مشارکت اجتماعی بر کیفیت زندگی زنان و خانواده آنان دارد ،باید شرایط مساعد جهت افزایش این مشارکت برای انان در جامعه به وجود آید ولی قبل از این کار ابتدا باید موانع جدی در سر راه این مسئله شناسایی گردد و راهکارهایی در جهت رفع آن ارائه شود.
عوامل فرهنگی چون وجود دیدگاه های سنتی مبنی بر حضور زنان در خانه و در نظر گرفتن نقش همسری و مادری به عنوان تنها نقش و وظیفه زنان از مهمترین این موانع میباشد.تلاش در جهت از بین بردن اینگونه باورهای غلط و منفی نسبت به مشارکت اجتماعی زنان که نگرشی تک بعدی و غیر اجتماعی از زنان ارائه میدهد و او را محصور در خانه فرض مینماید یکی از مهمترین این موانع میباشد.

در این راستا تاکید بر اثر بخش بودن مشارکت اجتماعی زنان در جهت بهبود شرایط فردی و اجتماعی نیز میتواند در آماده سازی بسترهای مناسب جهت افزایش مشارکت اجتماعی زنان مفید واقع گردد.همچنین گاهی فشار و تعدد مسئولیت های مادری و همسری و کارهای فراوانی که به عهده زنان در محیط خانه است باعث میگردد که آنان خسته از مسئولیت های موجود، هیچ انگیزه و فرصتی جهت مشارکت در اجتماع به دست نیاورند، به همین دلیل یکی دیگر از موانع مشارکت های اجتماعی زنان را میتوان تکثر و تعدد مسئولیت های مادری و همسری در خانه دانست که این امر نیز به واسطه همدلی و همکاری همه اعضای خانواده و درک ضرورت حضور زنان در اجتماع تا حدی مرتفع میگردد.
با توجه به تاثیر مهم مشارکت های اجتماعی افراد در روند رشد و توسعه جوامع باید گفت که زنان نیز چون مردان و به عنوان اعضای یک جامعه باید نقش فعال و چشمگیری در مشارکت های اجتماعی داشته باشند.همچنین از آنجایی که مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی بر کیفیت زندگی آنان و خانواده یشان موثر است و موجب آثار مثبت فراوانی چون خودشکوفایی، توانمندسازی، افزایش اعتماد به نفس و افزایش ارتباطات و... برای زنان میشود، لذا باید زمینه های مناسب جهت افزایش مشارکت اجتماعی برای آنان در جامعه فراهم آید.
یکی از زمینه های مناسب جهت آماده سازی این امر تاکید بر ضرورت حضور فعالانه زنان در عرصه اجتماعی در فرهنگ و باور عمومی می باشد. با رواج این نگرش در قالب یک باور عمومی و فرهنگی از یک سو و مقابله با افکار سنتی و باورهای غلط مبنی بر خانه نشینی و محدود شدن وظایف زنان به همسری و مادری در محیط خانه از سوی دیگر، میتوان امیدوار بود که در سال های آینده شاهد افزایش مشارکت اجتماعی زنان در کشور باشیم.
گزارش از سمیه جمشیدی



